counter create hit

مطالب مرتبط:

واکنش وزیر به جنایت هولناک دراویش آشوبگر و متانت ناجا

واکنش وزیر به جنایت هولناک دراویش آشوبگر و متانت ناجا

پایان نمونه برداری از بقایای پیکر جانباختگان هواپیما

خبرگزاری تسنیم: کامروز امینی در گفت‌وگو با خبرنگار تسنیم در یاسوج اظهار داشت: در نمونه برداری انجام شده اینکه بقایا متعلق به چند نفر از جانباختگان بوده مشخص نشده و باید آزمایشات لازم صورت بگیرد. ...

آقایان برای خانه تکانی آستین بالا بزنید

آقایان برای خانه تکانی آستین بالا بزنید

خواص شگفت انگیز«سنجد» که تاکنون نمی دانستید

خواص شگفت انگیز«سنجد» که تاکنون نمی‌دانستید

پایان تلخ زندگی مردی که از یک زن شوهردار اخاذی می کرد/او بعد از شکایت زن،با اتوبوس تصادف کرد و مرد

او به بازپرس گفت: مدتی قبل درشبکه لاین با زن جوانی آشنا شدم بعد از یکسال به دیدن او رفتم و تازه آن موقع بود که متوجه شدم او یک مرد است. خواستم رابطه‌ام را با کیوان قطع کنم که شروع به تهدید کرد. کیوان دست بردار نبود، مدام مرا تهدید می‌کرد که اگر ب ...

گلایه الویری از اعضای شورای عالی استان ها

گلایه الویری از اعضای شورای عالی استان‌ها

انتقال اجساد با بالگرد در صورت مساعد شدن هوا

انتقال اجساد با بالگرد در صورت مساعد شدن هوا

انتقال اجساد با بالگرد در صورت مساعد شدن هوا اجتماع > اجتماعی - همشهری آنلاین:فرمانده هوانیروز ارتش گفت: درصورت مساعد شدن ...

اصرار خانواده جانباختگان برای توقف جستجوی پیکرها

خبرگزاری ایلنا: رئیس سازمان مدیریت بحران تاکید کرد: امروز با خانواده جانباختگان در یاسوج دیدار داشتم همه اصرار داشتند تا شرایط عادی نشده برای اینکه جان کسی در معرض خطر قرار نگیرد، عملیات را انجام ندهیم. ...

مجازات اعدام در انتظار عاملان شهادت مأموران ناجا در خیابان پاسداران

مجازات اعدام در انتظار عاملان شهادت مأموران ناجا در خیابان پاسداران

حجت‌الاسلام منتظری خبر داد مجازات اعدام در انتظار عاملان شهادت مأموران ناجا در خیابان پاسداران اجتماع > اجتماعی - همشهری آنلاین:دادستان کل کشور گ ...

نوشیدنی داغ، ابتلا به سرطان مری را چند برابر می کند

خبرگزاری فارس: پیام آزاده متخصص رادیوآنکولوژی در حاشیه همایش تازه های ایمونوآنکولوژی گفت: شایع ترین سرطان های دنیا، سرطان های دستگاه گوارش هستند. یکی از بدترین سرطان های بشر در طول تاریخ، سرطان پانکراس بوده است که خوشبختانه شیوع آن در ایران کم است. وی افزود ...

افزایش ظرفیت های افامتی شوشتر در نوروز 97/ شوشتر یکی از قطب های گردشگری است

افزایش ظرفیت های افامتی شوشتر در نوروز 97/ شوشتر یکی از قطب های گردشگری است

دبیر ستاد خدمات سفر نوروز شوشتر با بیان این‎که زیرساخت‎ها و و ...

خلبان هواپیمای سقوط کرده ۴سال پیش ناجی مسافران یاسوج بود

پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) : هواپیمای سقوط کرده شرکت آسمان در حالی پس از سال‌ها فعالیت سرانجام در حوالی رشته‌ کوه‌های دنا سقوط کرد که در سال‌های گذشته نیز برای چندین بار با مشکلات جدی مواجه بوده است. به گزارش ایسنا، این هواپیما که ...

هواپیمای atr تهران شاهرود در مقصد فرود نیامد و به تهران برگشت / خلبان گفت نمی تواند باند را به درستی ببیند

هواپیمای atr تهران شاهرود در مقصد فرود نیامد و به تهران برگشت / خلبان گفت نمی تواند باند را به درستی ببیند

پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) : هواپیمای atr72 شرکت هواپیمایی هما در پرواز تهران - شاهرود، نتوانست در شاهرود فرود آید و به تهران بازگشت. مرتضی حمید پور رئیس فرودگاه شاهرود در گفت و گو با خبرگزاری صدا و سیما با تایید ...

امکان انجام عملیات جستجوی پیکر جانباختگان سانحه هوایی فراهم نیست

به گزارش گروه اجتماعی خبرگزاری دانشجو، منصور شیشه فروش از نامساعد بودن شرایط جوی برای انجام عملیات انتقال و جست و جو خبر داد و اظهار داشت: در حال حاضر منطقه کوهستانی دنا از شرایط آب و هوایی مساعد برخوردار نیست. وی ادامه داد: تا نیمه های کوه دنا ابرهای مت ...

شرط اختصاص اعتبار برای پاداش پایان خدمت فرهنگیان

شرط اختصاص اعتبار برای پاداش پایان خدمت فرهنگیان

آخرین اخبار از تحولات منطقه سقوط هواپیما+ عکس

آخرین اخبار از تحولات منطقه سقوط هواپیما+ عکس

به گزارش مشرق، روز یکشنبه 29 بهمن‌ماه یک فروند هواپیمای ای‌تی‌آر 72 متعلق به شرکت هواپیمایی آسمان ساعت 8 صبح فرودگاه مهرآباد را به مقصد یاسوج ترک کرد که پس از دقایقی در حوالی سمیرم اصفها ...

در بررسی ارتباط از کابل به تهران

در جست وجوی مادر از کابل تا تهران

بزرگترین آرزوی آنیتا و خواهر خود را به لذت بردن از پس از سال ها از دور جامعه برای دیدار با جستجو از کابل به تهران جامعه > اجتماعی - ۶ سال بیشتر نداشت که پدرش دست او و خواهر او را به افغانستان است. از همان زمان زندگی سخت, آنیتا این خانه های افغان های اصیل ایرانی به دنیا آمد. آغاز شده است. سرنوشت این پست به داستان ضعیف آنیتا و خواهر او مانند "میزبان" از سال های بسیاری اجاره در کنار خانواده آنها عشق غریبه صلح مرده است بزرگ و بزرگ‌تر شدند و حالا دختربچه‌ای که 16سال پیش مادرش را از دست داد، تلاش‌هایش را در کابل شروع کرده تا شاید بتواند مادرش را پیدا کند. مادری که از او تنها خاطراتش در ذهن آنیتا و خواهرش مانده است. «از آخرین باری که مادرم را دیدم، خیلی وقت گذشته ولی مثل دیروز، همه‌‌چیز را به‌خاطر دارم.» این نخستین جمله‌ای است که آنیتا که حالا زنی 22ساله است با لهجه‌ای فارسی-افغانی به زبان می‌‌آورد. او می‌گوید گذشت این همه سال هم باعث نشده که یک لحظه هم فکر مادرش را از ذهنش خارج کند و به همین‌خاطر بود که پس از ازدواجش، شوهرش به او کمک کرد تا شاید بتواند مادرش را در ایران پیدا کند. چه اتفاقی افتاد که مادرت را از دست دادی؟ آنیتا در پاسخ به این سؤال همشهری می‌گوید: پدر و مادرم از اول همدیگر را خیلی دوست داشتند. اما یک سال آخر شاهد خیلی از دعواهایشان بودیم. هر بار من و خواهرم از ترس می‌رفتیم گوشه‌ای قایم می‌شدیم. پدرم آدم پرخاشگری بود. زود عصبانی می‌شد. اما مادرم خیلی صبوری می‌کرد. تا اینکه دیگر کاملا خسته شد. پس از آن هر بار که دعوا شروع می‌شد، مادرم می‌گفت طلاق می‌گیرم. درست است که پدرم خیلی آدم عصبانی بود اما وقتی حالا دقت می‌کنم، می‌بینم نقطه ضعف بزرگش همین جمله مادرم بود که می‌گفت طلاق می‌گیرم. بعد از شنیدن این جمله رفتارش تغییر می‌کرد. نرم‌تر می‌شد و گریه می‌کرد و حتی گاهی سرش را به دیوار می‌کوبید. اینکه دعواهای پدر و مادر آنیتا بر سر چه بود، خودش هم به‌خاطر ندارد اما می‌گوید: آنها هفته‌ای یک دعوا حتما داشتند. مادرم هم که می‌دید پدرم حاضر نیست طلاق بدهد تصمیم گرفت که برود. آخرین دیدار در آن زمان خانواده آنیتا در زیرزمین خانه پدربزرگ پدری‌اش زندگی می‌کردند. اختلافات پدر و مادر او آنقدر زیاد شد که در نهایت یک روز مادر خانواده بی‌آنکه از مقصدش به کسی چیزی بگوید خانه را ترک کرد و رفت.«مادرم رفت، بدون اینکه کسی بفهمد کجا می‌رود. آن روز صبح مادرم من و خواهرم را از خواب بیدار کرد گفت اگه من بخواهم بروم و دیگه هم نیایم شما دلتون می‌خواد با من بیایید یا با پدرتان باشید؟ خواهرم که از من دو سال کوچک‌تر است، گفت نمی‌دانم. من که کاملا گیج شده بودم گفتم پدرم. آن زمان همیشه وقتی با بابام بیرون می‌رفتیم، هر چیزی که می‌خواستیم برایمان می‌خرید و من اصلا فکرش را هم نمی‌کردم که مادرم اینقدر جدی باشد. اما آن روز مادرم رفت و ما نمی‌دانیم کجا. حتی پدر بزرگ و مادر بزرگ مادری‌ام هم به ما می‌گفتند که ازش خبر ندارند. وقتی هم که پدرم پافشاری می‌کرد، می‌گفتند مرده است.» پدر آنیتا در همان سال‌ چندین بار به مقابل خانه پدر و مادر همسرش رفت و هر بار با سر و صدا آنها را تهدید می‌کرد تا اینکه با شکایت این خانواده دستگیر شد و مدتی به زندان افتاد. پس از آزادی بود که فهمید پدر و مادر همسرش برای گرفتن حضانت بچه‌ها اقدام کرده‌اند و برای همین تصمیم گرفت از ایران فرار کند. سفر به کابل «پدرم دست من و خواهرم را گرفت و همه به کابل رفتیم. تا قبل از آن هر روز فکر می‌کردم که الان مادرم به خانه برمی‌گردد اما برنگشت. وقتی راهی کابل شدیم پدربزرگ و مادربزرگ پدری‌ام هم با ما آمدند. اما در آنجا کار نبود. پدرم، من و خواهرم را به‌دست برادرهایش سپرد و خودش برای پیدا کردن کار راهی انگلستان شد.» از آن به بعد بود که سختی‌های آنیتا و خواهرش نازیتا شروع شد. «عموهام و زن عموهام با ما رفتار خیلی بدی داشتند. همیشه سر کوچک‌ترین مسائل ما را کتک می‌زدند. یا فحش می‌دادند یا توهین می‌کردند. از عموهام اصلا نمی‌خواهم حرفی بزنم. به‌خاطر اینکه خیلی آدم‌های بدی بودند و در حق من و خواهرم ظلمی نبود که نکرده باشند. پدرم هر‌ماه از انگلستان پول می‌فرستاد برای اینکه خرج ما کنند اما آنها پول را می‌گرفتند، خرج می‌کردند و حتی یک دست لباس هم برای ما نمی‌خریدند. بعد هم به پدرم می‌گفتند که پول‌ها را خرج ما کرده‌اند.» هیچ‌وقت به پدرت درباره رفتار عموهایت چیزی نگفتی؟ آنیتا پاسخ می‌دهد: هر‌بار که پدرم تلفن می‌کرد، عموهایم تهدید می‌کردند که چیزی نگوییم. سال‌ها بعد وقتی 14سالم بود، پدرم برگشت. حتی خجالت می‌کشیدم که پدر صدایش کنم. از بس خانواده عموهایم به ما گفته بودند بی‌پدر و مادر، عادت کرده بودیم کسی را نداشته باشیم. آن سال پدرم دو،‌سه‌ماهی کنار ما بود. اما بعد دوباره برگشت و رفت لندن و من و خواهرم باز تنها شدیم. فرار از خانه وحشت سختی‌های آنیتا زمانی پایان یافت که او در 19سالگی ازدواج کرد؛ وقتی ازدواج کردم دلم برای خواهرم می‌سوخت. او در خانه عموهایم تنها بود. اما خیلی زود برای او هم خواستگار آمد و ازدواج کرد. روز عروسی‌اش خیلی خوشحال بود. نه به‌خاطر اینکه عروس شده بود. می‌گفت خوشحال است که دیگر به آن خانه برنمی‌گردد. مدتی از ازدواج آنیتا گذشته بود که او تصمیم گرفت جست‌وجو را برای پیداکردن مادرش شروع کند؛ شوهرم برایم مثل یک دوست می‌ماند. در همه این سال‌ها خیلی دلم می‌خواست مادرم را دوباره ببینم اما جرأت نمی‌کردم اسمش را ببرم. عموهایم به مادرم توهین می‌کردند و پدرم اصلا اجازه نمی‌داد درباره‌اش حرف بزنیم. اما بعد از ازدواج شوهرم به من جرأت داد. از مدت‌ها پیش‌تر در دنیای مجازی تلاش کردم تا مادرم را پیدا کنم اما موفق نشدم. از طرفی قادر نیستم به تهران بیایم و به‌دنبال او بگردم. یک‌بار از طریق رفیق شوهرم کسی را پیدا کردیم که در تهران زندگی می‌کرد. بیچاره خیلی تلاش کرد و به همان آدرسی که داده بودم رفت. آن موقع خانه ما در 20متری افسریه، خیابان 21بود. اما اشخاص دیگری آنجا زندگی می‌کردند. یادم است که اقوام مادرم در تبریز زندگی می‌کردند اما هیچ نشانه‌ای از آنها ندارم. حتی نامشان را نمی‌دانم. مادرم یک دایی داشت که گاهی به ما سر می‌زد. نمی‌دانم الان مادرم کجاست و اصلا به ما فکر می‌کند یا نه. اما همه آرزویم این است که او را ببینم. امیدوارم کسانی که از او خبر دارند به من کمک کنند.